* نیمی خواب و نیمی بیدارم، نیمی انسان و نیمی فرشته ام و همواره از تو نوشته ام. گریه ها و خنده ها، بال های پرنده ها، هرچه بود و هرچه هست، لحظه های بی شکست، قصه های واپسین، عشق های آتشین، آفتاب و آسمان و قلب های مهربان جلوه ای از حضور توست.
نیمی آواز و نیمی سکوتم، نیمی نور و نیمی سوت و کورم و همواره از تو دورم. به رنگین کمان که می نگرم، به عطر های بیکران که دست می زنم از تو دورتر می شوم. این همه فاصله چگونه تاب بیاورم...؟ کاش می توانستم برای شبهای وحشی ام کمی مهتاب بیاورم.
کدام کتاب را بخوانم؟ کنار کدام خوشه انگور بمانم؟ به سوی کدام اقیانوس پارو بزنم؟ چه کنم با مظلومیت پیراهنم؟ کدام سیب بوی دهان تو را دارد؟ بوی عشق و مهربانی را؟ در چشم چه کسی تصویر تو شفاف تر می نشیند؟ چه کسی روز و شب تو را از هر پنجره ای که دلش بخواهد می بیند...؟
وقتی با توام چراغ اتاقم خاموش نمی شود و هیچ خاطره ای فراموش نمی شود. وقتی با توام ملکوت در دست های کوچک من است و می توانم به همه فرشتگان فخر بفروشم.
نیمی سلام و نیمی بدرودم، نیمی کویر و نیمی رودم و دیشب با از تو سرودم
همه ستاره ها به زمین، به دیدار این دل غمگین آمدند...
جملات زیبا
* خاک، موسیقی احساس تو را می شنود...
* پشت دریاها شهری است...
* صدای آب می آید، مگر نه در نهر تنهایی چه می شویند...؟!
* سفرهایی تو را در کوچه هاشان خواب می بینند
* بالش من پر آواز پر چلچله هاست...
* بیا تا برایت بگویم چه اندازه نهایی من بزرگ است...
* بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم
* بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشیم...
* بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را...
* تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی...
* من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ، جانمازم چشمه، مهرم نور، دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم...
* باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آینه بود...
* تا ته کوچه شک، تا هوای خنک استغنا، تا شب خیس محبت رفتم...
* نردبانی که از آن، عشق می رفت به بام ملکوت...
* من کتابی دیدم، روشنایی می برد...
* فتح یک کوچه به دست دو سلام...
* من با تاب، من با تب
خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام...
* آشنا هستم با سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت...
* من ندیدم بیدی، سایه اش را بفروشد به زمین...
* من به سیبی خوشنودم، و به بوئیدن یک بوته بابونه...
* زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت، از یاد من و تو برود...
* پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است...
* شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را...
* در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپرها صدا می شنویم...
* ساده باشیم چه در باجه یک بانک، چه در زیر درخت...
* روی ادراک فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنیم...