so, i lay my head back down

پس سجده می کنم

and i lift my hands and pray

و دستانم را به آسمان بلند می کنم، دعا می کنم

to be only yours, i pray, to be only yours

تا تنها برای تو باشم، دعا می کنم تا تنها برای تو باشم

i know now your're only hope

می دانم که حال، تنها امید من تو هستی

sing to me the song of the stars

برایم بخوان شعر ستارگان را

of your galaxy dancing and laughing and laughing

ستارگان کهکشانت را که در حال رقصیدن هستند و میخندند و میخندند

when it feels like my dream are so far

و هنگامی که رویاهایم دور از دست رس به نظر می رسند

sing to me of the plans that you have for me over again

برایم بخوان از سیاراتی که برایم ساخته ای

...

i give you my destiny

سرنوشتم را به تو خواهم داد

i'm giving you all of me

تمام من برای تو

i want your symphony, singing in all that i am

چیزی که از تو می خواهم سنفونی توست که تمام مرا می خواند

at the top of my lungs, i'm giving it back

و با تک تک نفس هایم آنرا به تو باز خواهم گرداند

 راحله*                                                                                                      

*می گفت: بیدی نیستم که با این بادها بلرزم
راستی چرا شکست...؟!

*
این روزها " به مرگ طبیعی مردن " هم غیر طبیعی شده است

*
در دلش خانه داشتم، اما نشانی خانه ام را نمی دانست

*
به ساعت نگو کی قرار داری، از حسودی خوابش می بره

*
نمایشگاهی از نقاشی هایش را نگاه می کرد؛
پیر مرد تابلو صدایش کرد: استاد، تو چقدر پیر شدی...!

ُ* کسی که از زندگی زیادی جلو می زند به مرگ هم زیادی نزدیک می شود

*
محبت لغت نامه عشق است...

*
آنقدر در چشمانش ناامیدی موج می زد که ساحل دلم پر غم شد

*
برای آن که در وقتش صرفه جویی کند، ساعتش را خاموش می کند

*
آن قدر دیر به حرف هایم رسید که پلیس جریمه اش کرد

*
بعضی کارگاه شکلات سازی می زنند، بعضی هم کارخانه مشکلات سازی...

*
هنوز هم هر شب خواب می بینم که از خواب بیدار شده ایم

*
بس که تنها بود سایه اش هم تنهایش گذاشت

*
گذشتم از گذشتم...

*
چون ردیفش بیست بود، همیشه ته لیست بود

*
پاییز است و از مهر می گذرم و پیش رویم بی مهری است

*
عروس دریایی می پرسد: اشک کدام عاشق آب دریا را چنین شور کرد...؟!

*
یکی پول خرج میکند که برود دربند، یکی هم پول خرج می کند که نرود دربند

*
چشمانش از شوق دیدار پر از اشک بود، آسمان خدا هم بارید
شوق دیدار لرزه بر اندامش انداخته بود که زمین خدا هم لرزید...

*
یک پایش شکسته بود و تکیه به جایی نداشت، دلخوشی اش این بود که صندلی شاعر شده است...

*
فریاد می زد: تخته جمشی پانصد تومان...!

*
برای اینکه حرفام براش عادی نباشه، با پست سفارشی فرستادمشون

*
بعضی در 40 سالگی عاقل می شوند و بعضی غافل

*
بذار حیات خلوت دلم پشت بوم دل تو باشه...

*
بس که آجیل مشکل گشا گرون شده در خریدنش دچار مشکل شدم...

*
مشکل بعضی ها در این است که مشکلی ندارند...

*
بعضی برای کار زندگی می کنند و بعضی ها هم برای زندگی کار

*
بس که آینه دلش کثیف بود، حرف دلم را نمی دید...


آخرین مطالب
   
 
متن دلخواه شما